معماری داخلی طراحی داخلی دکوراسیون داخلی

در این مقاله به بحث معماری داخلی طراحی داخلی و دکوراسیون داخلی و همچنین رنگ در این سه بحث پرداخته شده است


معماری داخلی طراحی داخلی دکوراسیون داخلی

معماری داخلی طراحی داخلی دکوراسیون داخلی

معماری داخلی

پیش از تعریف و تشریح این سه مقوله آموزشی یعنی معماری داخلی، طراحی داخلی، دکوراسیون داخلی، ابتدا لازم می دانم بحث را از توصیف واژه فضا آغاز کنم، آن هم به این سبب که اصولا هر حرکت و هنری برای شکلگیری و حتی پیش از آن، نیاز به درکی از مفهوم فضا دارد چه این فضا انتزاعی باشد و چه عینی و ملموس.

 

فضا بنا به تعبیر دکارتی به طور کلی گستره ایست بی انتها و نا محدود، اما هنگامی که به این اصطلاح، صفت یا اضافه ای الحاق می کنیم، در اصل این گستره لایتناهی را با عناصری محدود کرده و قیدی بر آن وارد می کنیم که گویای منظور خاصی باشد، یا به تعبیر ارسطو که فضا را همچون ظرفی- منظور فیزیک ظرف نیست- تعبیر کرده که با مظروفی که آن ظرف را پر می کندبدان معنایی خاص می بخشیم. به عنوان مثال، هنگامی که از فضای موسیقیایی یاد می کنیم در اصل نت های مختلفی را مد نظر داریم که در کنار یکدیگر ملودی را تشکیل داده اند و ما این گستره بی انتهای فضا را با عناصر خاص موسیقیایی قوم میبخشیم، و یا در هنر نقاشی از طریق خطوط و رنگ های مختلف به عنوان عناصر محدود کننده، فضای نقاشی را تعریف می کنیم.

 

اما در میان همه هنرها، معماری به شکل ملموس تری به مقوله فضا مرتبط است. همانطور که در موجزترین تعریفی که از معماری سراغ داریم، این هنر را هنر سازماندهی فضا می دانند اما حتی اگر از تعریف هم بگذریم می توان به راحتی به درک این نکته رسید که فضای معماری از این جهت فضایی ملموستر از دیگر هنر هاست که فضای مورد بحث در آن، برخلاف مثلا فضای موسیقیایی که فضایی کاملا انتزاعی است، بیشتر همچون مجسمه سازی و پیکره تراشی که به سه بعد یعنی طول و عرض و ارتفاع می پردازد، با فضایی عینی سر و کار دارد. اما فضای معماری یک فضای سه بعدی صرف هم نیست، و این همان نکته ای است که بسیاری از آن غافلند. بعد چهارم فضای معماری دقیا همان محور مورد بحث ما در تعریف رشته های مرتبط با آن است، و برای ما توصیف این بعد از اصطلاح داخل استفاده میکنیم. در هنر معماری و هنر های وابسته به آن که آنها را در قالب ترکیباتی همچوم معماری داخلی، طراحی داخلی و دکوراسیون داخای می شناسیم، این بعد چهارم نقش بسیار بنیادی ایفا می کند. در اثبات این مدعا همین بس که صفت بکار رفته در هر سه ترکیب، داخلی است و این بدان معناست که در هر سه رشته به بعدی از ابعاد چهارگانه در معماری می پردازیم که ما از این بعد چهارم تحت عنوان کلی فضای داخلی یاد می کنیم.

معماری داخلی

معماری داخلی حلقه اتصال میان معماری و طراحی است. این رشته از طرفی همانند معماری با ساختمان و اجزاء و عناصر سازنده آن سر و کار دارد و از طرفی مانند طراحی داخلی بر فضاهای داخلی تاکید می کند.

بسته به کاربری تعریف شده و یا خواسته شده بنا، تفکیک فضاهای داخلی بنا یا اثر معماری به فضاهای مختلف از قبیل اتاق کار، اتاق خواب، هال، پذیرایی، آشپزخانه و مانند اینها در کاربری مسکونی، یا اتاق مدیر، اتاق انتظار، سالن کنفرانس و … در کاربری اداری، به همین ترتیب کاربری های تجاری، خدماتی، نمایشگاهی و موارد مشابهی که غالبا تفکیک زیر فضاهایشان با استفاده از مولفه کف و سقف و دیوار ها صورت می پذیرد، در حوزه عمل رشته معماری داخلی است. حتی نوسازی ساختمان های نسبتا قدیمی هم بر عهده این رشته قرار می گیرد.

 

اگر بخواهیم به گونه ای دیگر رشته معماری داخلی را از دو رشته دیگر تمیز دهیم، می توانیم بگوییم این رشته به طور نسبی بیشتر مرهون دانش معماری است تا هنر معماری و اگر بخواهیم با تعریف مادر این رشته را از آن دو دیگر تفکیک کنیم می گوییم که معماری داخلی فضای داخل معماری را از طریق کاملا فیزیکی از قبیل کف، سقف و دیوار ها- سازماندهی میکند، و پر معلوم است که این مرحله از سازماندهی فضا گام اول به شمار می آید و گامهای بعدی آن همانطور که خواهیم دید به ترتیب با طراحی داخلی و دکوراسیون داخلی برداشته خواهد شد.

طراحی داخلی

 

طراحی داخلی فرآیندی جهت شکل بخشیدن به فضای داخلی از طریق دستکاری حجم های موجود و یا حتی بدون دستکاری در حجم ها و صرفا جهت بهبود عملکرد فضا است. در یک جمله، طراحی داخلی هنر و دانش درک رفتار اسنانهاست جهت ایجاد فضاهای کاربردی با حداکثر بازدهی در داخل ساختمانهایی که معماران طراحی کرده اند. شاید بتوان گفت طراحی داخلی داخلی کاربردی ترین هنری است که بشر به خود شناخته، چرا که وظیفه طراح داخلی، برخلاف نقاش، خلق یک اثر هنری نیست که صرفا از منظر زیبایی شناسی قابل نقد باشد، همچنین بر خلاف صنعت کار و یا حتی مخترع، ساخت محصولی که فقط عملکرد و کارایی آن مد نظر باشد، نیز نبوده، بلکه دشوارتر و ظریفتر از آنهاست. باید در عین حال که نقش هر دو ایفا می کند، هیچکدام از آنها هم نباشد شاید این تعبیر به مضمون مورد بحث نزدیکتر باشدکه طراحی داخلی با استفاده از عناصر و مولفه های مختلف معماری، کار آمد ترین فضای ممکن را به زیباترین و دلپذیرترین شکل ممکن، می افزایند، فرآیندی که از معماری آغاز و به دکوراسیون داخلی ختم می شود. طراحی داخلی علاوه بر آشنایی کامل با رشته مادر جهت خلق طرحی منطبق با نیاز رفتاری و عملکردی محیط و کاربران آن، نیازمند احاطه کامل بر روانشناسی محیط است.او علاوه بر تسلط بر فنون طراحی، بدون تسلط کامل به دانش هایی از قبیل ارگونوکی، نور پردازی، رنگشناسی و مصالح شناسی هرگز نمی تواند در کار خود فردی موفق باشد.

دکوراسیون داخلی

 

همانطور که با کمی تامل از نامش مشخص می شود، دکوراسیون داخلی با عناصری سر و کار دارد که بیشتر جنبه تزئینی دارند به نحوی که نقش تزئینی آنها از نقش عملکردیشان بیشتر است. به طور کلی، هرگونه حرکتی در جهت زیباتر جلوه دادن فضای داخلی از طریق چیدمان وسایل، مبلمان و عناصر تزئینی با در نظر گرفتن نقش و کارکردشان، مرتبط با رشته دکوراسیون داخلی است. به این ترتیب، می توان گفت عناصری چون فرش، مبل های راحتی، پرده ها، میز و صندلی، آباژور، تخت خواب، قاب عکسها، تابلو های نقاشی و ترکیب بندی اینها باهم، چه از لحاظ رنگ و بافت و چه از لحاظ فرم و عملکرد بر عهده دکوراتور داخلی است. ناگفته نماند خود این، نیازمند احاطه کامل بر مقولات رنگ شناسی، بافت شناسی، فرم شناسی و مانند اینهاست. مثلا در مبحث رنگ شناسی، اینکه هر رنگی چه به صورت مستقل و یا در حالت همنشینی با سایر رنگ ها، در چه فضاهایی چه تاثیرات روانشناختی می تواند داشته باشد، نیازمند تحصیل و کسب شناختی کامل و همه جانبه است. دکوراتور باید تا حدودی آشنا به طراحی داخلی و نیز معماری داخلی باشد زیرا همانطور که گفته شد این سه رشته هر چند تخصص های خودشان را میطلبند، لیکن تا حدودی وجوه اشتراک خود را هم دارند، چرا که حداقل اشتراک این سه، بحث پیرامون فضای داخلی و یا همان بعد چهارم است.

رنگ

 

وقتی سخن از رنگ سخن به میان می آیند همه ما تصوراتی از آن خواهیم داشت و بلا فاصله رنگ یا رنگ هایی در نظرمان جلوه گر می شود. مثل قرمز زرد آبی سبز و اشیاء و شکل ها به طور کلی دارای رنگ هستند و نور به عنوان مهم ترین عامل در تشخیص و دیدن رنگ، همواره مورد توجه بوده است.

زندگی سرشار از رنگ و جلوه های رنگ است. اهمیت و نقش رنگ در زندگی، مفاهیم مختلف و متنوعی از آن را در ذهن ما زنده می کند. در این صورت ارائه یک تعریف مشخص و تعبیر مختصر نه تنها مفهوم جامع و گسترده رنگ را در برنخواهد گرفت، بلکه برای درک ابعاد وسیع آن گمراه کننده نیز خواهد بود. رنگ در همه ابعاد وسیع آن گمراه کننده نیز خواهد بود. رنگ در همه ابعاد زندگی جاریست و بنابراین مفهوم آن به همان گستردگی مفهوم زندگی است یا به قول ایتن رنگ خود زندگی است.

رنگ های اصلی

 

منظور از رنگ های اصلی یا درجه اول رنگ هایی است که معمولا از ترکیب هیچکدام از رنگ های دیگر حاصل نمیشوند، بلکه سایر رنگ ها از ترکیب آنها با یکدیگر به وجود می آیند. رنگ های اصلی زرد، قرمز و آبی در صورتی که در خالص ترین حالت خود باشند.

اخبار وبلاگکابینت ممبران

دکوراسیون داخلیرنگطراحی داخلیمعماری داخلیمعماری داخلی طراحی داخلی دکوراسیون داخلی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *